![]()
پرسش: چرا پیشرفت طبیعی اقوام، ما را به این نتیجه نمی رساند که در رابطه های خوب و دوجانبه، همگی می بایست با یکدیگر متصل و یکی باشیم؟
پاسخ: هر انسانی با سوء استفاده از صفات اگوئیستی خویش، قادر به دادن و گرفتن است، مثلاً در محل کار، در تجارت در رابطه های اجتماعی. در جایی که اگوئیسم تبدیل به صفتی جهانی شده و در همگان مشترک گشته، در آنجا ما "خواست" های خویش را تا حداکثر ممکن به مرحله اجرا در می آوریم و در اینجا اولین مرحله رشد بشریت به پایان رسیده و مرحله دوم آغاز می گردد که آن مرحله "اصلاح" خواست های گسترده ما است.
طبیعت از ما می خواهد که رابطه بین انسانها را از نو خلق نموده و برقرار کنیم، رابطه ای که حتی قبل از تولد ما تخریب گشته است. تنها توسط "نور" قادر به دوباره سازی و اصلاح رابطه بین یکدیگر خواهیم شد و با کمک علم کبالا این "نور" به ما تابیده خواهد شد!
خواست بنا کردن خانواده و برآورده کردن امیال فرزندانمان، زندگی مسالمت آمیز با همسایگان خود، داد و ستد تجاری با یکدیگر و با صلح زیست کردن، تمام این صفات از خواست اگوئیستی ما بر می خیزد.
اگر ما از بنا کردن رابطه های جدید در بین انسانها سخن می گوییم، منظور تجارت و سود دهی به یکدیگر نیست، بلکه نظر ما سیستمی است که توسط آن من می بایست اثر گذار باشم و لطف من شامل حال همگان شود. در اینجا درمورد رسیدن به راهی برای تجارت بهتر و سود دهی بیشتر صحبت نمی کنیم، درصورتی که ممکن است که در دنیا این تصور وجود داشته باشد، بلکه همگی درک می کنیم که مجبور به ساخت رابطه ای دوجانبه و دوستانه با یکدیگر هستیم. طبیعت از ما انتظار تجارت صادقانه و منصفانه ندارد بلکه از ما می خواهد که با عشق و بخشش و اثرگذاری مثبت رابطه تازه ای ایجاد کرده و با یگدیگر زندگی کنیم.
