آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

 

 

پرسش: چرا پیشرفت طبیعی اقوام، ما را به این نتیجه نمی رساند که در رابطه های خوب و دوجانبه، همگی می بایست با یکدیگر متصل و یکی باشیم؟
 
پاسخ: هر انسانی با سوء استفاده از صفات اگوئیستی خویش، قادر به دادن و گرفتن است، مثلاً در محل کار، در تجارت در رابطه های اجتماعی. در جایی که اگوئیسم تبدیل به صفتی جهانی شده و در همگان مشترک گشته، در آنجا ما "خواست" های خویش را تا حداکثر ممکن به مرحله اجرا در می آوریم و در اینجا اولین مرحله رشد بشریت به پایان رسیده و مرحله دوم آغاز می گردد که آن مرحله "اصلاح" خواست های گسترده ما است.
طبیعت از ما می خواهد که رابطه بین انسانها را از نو خلق نموده و برقرار کنیم، رابطه ای که حتی قبل از تولد ما تخریب گشته است. تنها توسط "نور" قادر به دوباره سازی و اصلاح رابطه بین یکدیگر خواهیم شد و با کمک علم کبالا این "نور" به ما تابیده خواهد شد!
خواست بنا کردن خانواده و برآورده کردن امیال فرزندانمان، زندگی مسالمت آمیز با همسایگان خود، داد و ستد تجاری با یکدیگر و با صلح زیست کردن، تمام این صفات از خواست اگوئیستی ما بر می خیزد.
اگر ما از بنا کردن رابطه های جدید در بین انسانها سخن می گوییم، منظور تجارت و سود دهی به یکدیگر نیست، بلکه نظر ما سیستمی است که توسط آن من می بایست اثر گذار باشم و لطف من شامل حال همگان شود. در اینجا درمورد رسیدن به راهی برای تجارت بهتر و سود دهی بیشتر صحبت نمی کنیم، درصورتی که ممکن است که در دنیا این تصور وجود داشته باشد، بلکه همگی درک می کنیم که مجبور به ساخت رابطه ای دوجانبه و دوستانه با یکدیگر هستیم. طبیعت از ما انتظار تجارت صادقانه و منصفانه ندارد بلکه از ما می خواهد که با عشق و بخشش و اثرگذاری مثبت رابطه تازه ای ایجاد کرده و با یگدیگر زندگی کنیم.

 

 

 

 

سئوال: مفهوم روحانی رنگها چیست؟ 


راو لایتمن: ما دارای دو دنیا هستیم: دنیای روحانی و دنیای مادی.
 در دنیای روحانی نور والا وجود دارد. این نور از طریق چهره "partsoof" و از راه سیستمی که بزبان ارامی، "zeir anpin" که معنایش "صورت کوچک" است به کسانی که سیستم زعیر انپین را در درون خود کشف می کنند می رسد و آنجا به هفت رنگ و هفت قسمت تقسیم می شود زیرا این زعیرانپین، سیستمی است که دارای هفت قسمت (سفیروت) هستند. پس از آن، این نور از طریق این هفت قسمت، به روح ها رسیده و با هفت رنگ بر آنها اثر می گذارد.
رنگهای اصلی، سفید، قرمز، سیاه و سبز هستند که با ترکیب خاصی، از آنها رنگهای دیگر بوجود می آیند. در کتاب زوهر نوشته شده است که رنگ طرف راست سفید است طرف چپ قرمز، وسط سبز، و ملخوت سیاه است.
مطابق با دنیای روحانی که در آن، نور به هفت رنگ روحانی تقسیم می گردد، در دنیای ما نیز نوری که از خورشید می تابد به هفت رنگ رنگین کمان تقسیم می گردد.
مفهوم "رنگهای روحانی" آنست که هر رنگی، صفت مخصوص و خوی خاص آن نور را دارد و اثر آن بنحو متفاوتی است."نور"، همان تاثیر نیکی و بخشش است، همان عشق و عطا کردن، همان ارضا کننده و نیکی است. همانطور که نوشته شده است: "با نیکی مرتبط می شویم". ارتباط با نیکی می تواند به صورت های گوناگونی باشد و رویهمرفته هفت حالت دارد.
 هر فردی در راه روحانیتش با همان نظم و ترتیب رنگهای مختلف به نیکی مرتبط نمی شود، بلکه هر فردی متفاوت است و طبق ریشه روحش، رنگ مخصوص به خود دارد که از دنیای بی انتها سرچشمه گرفته است.
همه متفاوت هستند، همانطوریکه در جسم ما نیز سلولها و اعضای متفاوتی وجود دارد و همانطور که هر فرد باید میزان معینی از سرما، گرما، فشار، اکسیژن، انرژی، مواد غذائی و غیره را دریافت کند تا بتواند وظیفه خود را طبق خواسته عموم جسم به انجام برساند، روح نیز همینگونه عمل می نماید. بنابراین هر روح یک موج و تناوب مخصوص به خود دارد که در آن عمل می کند. 

سئوال: من نمی دانم که آیا برای شما مجاز هست که  بگویید که رنگ شما چه رنگی است یا نه؟
راو لایتمن: نمی توان گفت پنج در صد بنفش، هفت در صد سبز وغیره. طبق توضیحات کبالا، صحبت از "partsoof" "چهرۀ روحانی" است که در آن هفت سفیرا وجود دارد و تمام این هفت سفیرا در هر چهره با شیوه بخصوصی با یکدیگر مرتبط هستند وطرز ارتباط و ترکیب هر سفیرا با دیگری متفاوت است و هرگز مانند دیگری نیست.
بنابراین در علم کبالا تشخیص ها، توصیفات، معانی و نامهایی و جود دارد که "اسم انسان" خوانده می شود و آن رابطه بین تمام پایه های او است که مخصوص او هستند. و مهم آن نیست که او چه کسی باشد، ولی اسمی که ما به شخصی می دهیم مثلاً "ابراهیم"، "یعقوب"، اینها اسم نیستند بلکه انسانی که در مراحل و موقعیت های مختلف و در اعمالی که در روحانیت وجود دارد قرار دارد و هنگامیکه آنچه که نور از او در خواست می کند انجام می دهد بر طبق این عملکرد ها اسم خاصی را دریافت می کند. 

 

 

*دیگر لینکها: 

 

-آفرینش یا بازی آفریدگار؟ 

 

-حکمت اندیشه آفرینش 

 

-قانون طبیعت 

 

-نوآموزان کبالا بخوانند:پرسشهای رایج

 

 

 

پرسش: از صحبت های شما آیا می شود  دریافت که تمام آنهایی که علم کبالا را می آموزند، واقعیت را بخوبی درک کرده و بنابراین خوشبخت خواهند بود و دیگر احساس بیچارگی نکرده  و با تنگی ها و کمبود ها و نارضایتی ها سر و کار نخواهند داشت؟ 


پاسخ: درواقع این نکته درست است، ولی درسیستم کلی روح ها (نشاما ها)، همه به یکدیگر وصل بوده و بدین صورت امکان ندارد که یکی خوبی ها و لذت ها را احساس کند و دیگری در رنج و مشقت فرو رود.در مراحل اصلاح طبع اگوئیستی انسان، موانع و سد های بسیاری نهاده شده، که از ارتباط او با سایر افراد بشر سرچشمه می گیرد. از طرف دیگر، در جهان مشقت و رنج باید احساس شود تا بسوی "اصلاح" روی آوریم. بنابراین برای کلیه بشریت، راه دیگری برای پیشرفت وجود ندارد.
 
پرسش: تغییر صفت، به رابطه انسانها بر پایه "عشق به همنوع" بستگی دارد. آیا این اصل، مشکلات جهان را نیز که بدلیل رفتار نامناسب بین انسانها بوجود آمده است حل خواهد کرد؟ 


پاسخ: بوضوح می توان گفت که این تغییر نه تنها آن را "نیز" حل خواهد کرد بلکه تمام رنج و مشقت جهان را باطل  خواهد نمود! زیرا اشکال دیگری به غیر اتحاد و پیوند مناسب و صحیح بین انسانها، وجود ندارد.
به دلیل عدم اتحاد، آفریدگار از ما "پنهان" گشته است، و با کشف و رسیدن به پیوند، آفریدگار نیز پدیدار خواهد شد. برگرداندن رابطه صحیح بین انسانها، برگرداندن آفریدگار  به بندگان و به آفرینش خوانده می شود، بدین معنا که بیا و او را در وصل و رابطه بین انسانها ببین و بدین دلیل گفته شده است: "دوستت را چون خودت دوست بدار" و این قانون روحانی اصلی است که شامل تمام قوانین روحانی و تمام اعمال اصلاح شدۀ انسانها است.